░▒▓█آناهل فـرشتـہ خدا █▓▒░

علاقه مندی ها !

1392/3/28 14:07
نویسنده : مامان
2,057 بازدید
اشتراک گذاری

بهترین برنامه تلویزیونی مورد علاقه تو ، برنامه مستند * چگونه ساخته میشود * هست . البته بن تن و کارتون دخترهای بالدار رو هم خیلی دوست داری . اما علاقه تو به این مستند اونقدر زیاده که فرقی نمیکنه موضوع برنامه _ ساخت درب های الکتریکی _ باشه یا  _ ساخت خمیر بازی _ یا هر چیز دیگه ای . تا لحظه آخر از جایت بلند نمیشی و به دقت گوش میدی . این برنامه تمام مراحل ساخت یه محصول رو در کارخانه نشون میده . بدون داشتن هیچ شخصیت کارتونی یا تصاویر انیمیشن .  

یادم میاد دوم راهنمایی بودم که باباجون چند تا کتاب آورد خونه که هر کدوم معرفی یه حرفه بود . آخه رشته تحصیلی باباجون فنی و حرفه ای بود . از بین اونا من کتاب طراحی صنعتی رو بیشتر از همه دوست داشتم و بیشتر از ده بار اونو خوندم . به هر حال بابا هم که استاد کارای فنیه . پس شما زیاد راه دوری نرفتی!

این روزا علاقه تو به آشپزی هم حسابی فوران کرده . مهم نیست چی با هم میپزیم . شیرینی عسلی ، کنجدی ، تخم مرغ ساده یا کوکو . شما میخوای در تمام مراَحل شریک باشی و اگر سهمت کم باشه خیلی بهت بر میخوره !

نقاشی های تو هم در حال شکل گرفتنه . دیشب با هم آبرنگ کار میکردیم . گفتم مامان داری چی میکشی . گفتی : خودمم نمیدونم چی میکشم . باید صبر کنیم ببینیم چی در میاد. بعد بهت میگم !! 

  تا الان دقیقا همه رنگها  رو میشناسی اما کاری که کمتر بهش علاقه نشون میدی ، شعر حفظ کردنه . که برای تقویت حافظه لازمه . فقط شعرهایی که مامان تو خونه دایم زمزمه میکنه مثل یه گلی سایه کمر ... یا  بیا بیا بنشین به برم   ....  رو با من میخونی . و اگر یه جاش رو نخونم ادامه میدی . شعر حسنی رو هم پارسال - چون تصویری بود و روی موبایل من و بابا هر دو بود - بدون اینکه ازت بخوام  کامل حفظ شدی .

و البته چیزی که همیشه دوست داشتی و داری پارک رفتنه . دو ماه پیش که 3 یا 4 ساعت توی ماشین صبوری کردی تا من و بابا اینور و اونور کارهامون رو انجام دادیم و هیچ اعتراضی هم نکردی ، بابا گفت حالا بگردیم بگردیم یه پارک خوب پیدا کنیم دخترم  بازی کنه . بعد از اینکه بازی هات تموم شد و توی ماشین نشستیم که به خونه برگردیم گفتی : بابا میدونی چیه ؟ بابا گفته چیه ؟ گفتی :

 من یه بابای خوب میخواستم ؛ اونقدر گشتتتتتتتتم گشتتتتتتتم تا تو رو پیدا کردم  !!!!!!!!!

بعداً نوشت :

دیروز صبح موقع صبحانه خوردن برات کمی سخت بود که سر ظرف پنیر خامه ای رو باز کنی .  گذاشتیش کنار و گفتی مامان یه دستگاه هست از بالا میادا ! این کاغذها رو محکم میچسبونه به ظرف پنیر ، دورو برشو پرس میکنه  تند تندا به همشون میچسبونه !!! گفتم آره مامان اون دستگاه حرکت میکنه و روی همه قالب های پنیر سر میزنه . گفتی نه پنیرا حرکت میکنن اون تند تند میزنه !!!

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

نرگس (ولی) مامان کوروش
12 خرداد 92 12:47
سلام زهره جونم. خوبی؟ ماشالله آناهل جون روز به روز خوشکلتر و خانوم تر میشه. میشه یه جوری نگهش داری تا پسرم به دنیا بیاد و بزرگ بشه؟؟ از طرف من ببوس دختر نازتو. منم 10 هفته دیگه باید صبر کنم...هر چند انتظارشم شیرینه.


وایییییییییییی سلام مامان کورش . چه حس قشنگیه . الان نیش من تا بناگوش بازه و دارم تایپ میکنم . خیلی کیف کردم . ده هفته دیگه خیلی کمه . دعا میکنم هردوتون سلامت باشید . حتما عروست رو نگه میدارم . خیالت تخت !!!
اعطم
18 خرداد 92 14:50
سلام زهره جان خوبی؟خیلی وقته به وبلاگ آناهل سر میزنم.ماشالله خیلی خیلی نازو دوست داشتنیه.شبیه مامانشه


ممنون اعظم جان . اسم شما منو یاد دوست قدیمی ام انداخت . ممنون که سر میزنید.
؟؟؟
زهره مامان عرفان خان
18 خرداد 92 15:52
سلام بر زهره جون و آناهل عزیزم وای که دخملون چقدر نانازتر شده ... خدا حفظش کنه براتون بهترینهارو آرزو میکنم
اعظم
18 خرداد 92 18:05
سلام زهره جان .ماشالله دختر خیلی خیلی نازودوست داشتنیه


ممنون . کاش معرفی میکردید . شما اعظم دوست قدیمی من هستید یا ...
سارا
18 خرداد 92 20:47
وااای دلمونو دختر نازت برد. منم یه عکس آرتین خودمو گذاشتم تو وبلاگش. دوست داشتی سر بزن


مرسی حتما
maman taraneh
19 خرداد 92 17:30
جانانمی اناهل جون ماشاله عروسک خوشگل من
اعظم
20 خرداد 92 13:54
سلام زهره جان .آره خودمم


واااااااااااااقعا خوشحال شدم . خیلی دلم تنگ شده براتون . خیلی دوست دارم بچه یا بچه هاتو ببینم . باور کن آخرین اطلاعات من اینه که یه پسر داشتی . حتما بازم بهمون سر بزن . خوشحالم کردی . ممنون میشم اگرآدرس میلت رو هم برام خصوصی بذاری!
آرشیدا خانم
25 خرداد 92 23:39
عروسک عاله کجایی چکارا میکنی؟چرا نمیای دلم واست تنگ شده
آرشیدا خانم
28 خرداد 92 17:15
دلمونو برد این عکسش زود بیا واسمون بگو چکارا میکنه؟
گیلدا
9 تیر 92 15:12
سلام.خیلی عکسش قشنگه.انشااله همیشه شاد و سلامت باشه و در کنار خانواده روزگار بگذرونه
آرتین خان
9 تیر 92 23:21
خوشگلم خاله به قربون اون گشتن و گشتنت که بالاخره باباتو پیدا کردی ....
مامان فاطمه زهرا
12 تیر 92 0:53
دخترم فاطمه زهرا تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده دوست داشتین شماره کد 192 را به شماره 20008080200 پیامک بزنید به دوستان هم اطلاع بدهید ایشالله جبران کنیمhttp://fatemehzahrakh.niniweblog.com خرجش 16 تومنه... رای میدین؟؟؟؟؟ خبرم کنید!! در ضمن به یکی از رای دهندگان به قید قرعه 100 هزار تومان جایزه میدن
فهیمه
10 شهریور 92 1:25
زهره جان دیگه ننویس و در این وبلاگ رو هم تخته کن!!!!!!!!!!!!


خب ما چه گناهی کردیم؟؟؟؟ هی باید بیایم بخونیم و دلمون غش و ضعف بره و عقل مون از سر بپره؟؟؟؟؟ من واقعا" روز به روز بیشتر شیفته ی این دخمل میشم


ممنون فهیمه جان .