علاقه مندی ها !
بهترین برنامه تلویزیونی مورد علاقه تو ، برنامه مستند * چگونه ساخته میشود * هست . البته بن تن و کارتون دخترهای بالدار رو هم خیلی دوست داری . اما علاقه تو به این مستند اونقدر زیاده که فرقی نمیکنه موضوع برنامه _ ساخت درب های الکتریکی _ باشه یا _ ساخت خمیر بازی _ یا هر چیز دیگه ای . تا لحظه آخر از جایت بلند نمیشی و به دقت گوش میدی . این برنامه تمام مراحل ساخت یه محصول رو در کارخانه نشون میده . بدون داشتن هیچ شخصیت کارتونی یا تصاویر انیمیشن .
یادم میاد دوم راهنمایی بودم که باباجون چند تا کتاب آورد خونه که هر کدوم معرفی یه حرفه بود . آخه رشته تحصیلی باباجون فنی و حرفه ای بود . از بین اونا من کتاب طراحی صنعتی رو بیشتر از همه دوست داشتم و بیشتر از ده بار اونو خوندم . به هر حال بابا هم که استاد کارای فنیه . پس شما زیاد راه دوری نرفتی!
این روزا علاقه تو به آشپزی هم حسابی فوران کرده . مهم نیست چی با هم میپزیم . شیرینی عسلی ، کنجدی ، تخم مرغ ساده یا کوکو . شما میخوای در تمام مراَحل شریک باشی و اگر سهمت کم باشه خیلی بهت بر میخوره !
نقاشی های تو هم در حال شکل گرفتنه . دیشب با هم آبرنگ کار میکردیم . گفتم مامان داری چی میکشی . گفتی : خودمم نمیدونم چی میکشم . باید صبر کنیم ببینیم چی در میاد. بعد بهت میگم !!
تا الان دقیقا همه رنگها رو میشناسی اما کاری که کمتر بهش علاقه نشون میدی ، شعر حفظ کردنه . که برای تقویت حافظه لازمه . فقط شعرهایی که مامان تو خونه دایم زمزمه میکنه مثل یه گلی سایه کمر ... یا بیا بیا بنشین به برم .... رو با من میخونی . و اگر یه جاش رو نخونم ادامه میدی . شعر حسنی رو هم پارسال - چون تصویری بود و روی موبایل من و بابا هر دو بود - بدون اینکه ازت بخوام کامل حفظ شدی .
و البته چیزی که همیشه دوست داشتی و داری پارک رفتنه . دو ماه پیش که 3 یا 4 ساعت توی ماشین صبوری کردی تا من و بابا اینور و اونور کارهامون رو انجام دادیم و هیچ اعتراضی هم نکردی ، بابا گفت حالا بگردیم بگردیم یه پارک خوب پیدا کنیم دخترم بازی کنه . بعد از اینکه بازی هات تموم شد و توی ماشین نشستیم که به خونه برگردیم گفتی : بابا میدونی چیه ؟ بابا گفته چیه ؟ گفتی :
من یه بابای خوب میخواستم ؛ اونقدر گشتتتتتتتتم گشتتتتتتتم تا تو رو پیدا کردم !!!!!!!!!

بعداً نوشت :
دیروز صبح موقع صبحانه خوردن برات کمی سخت بود که سر ظرف پنیر خامه ای رو باز کنی . گذاشتیش کنار و گفتی مامان یه دستگاه هست از بالا میادا ! این کاغذها رو محکم میچسبونه به ظرف پنیر ، دورو برشو پرس میکنه تند تندا به همشون میچسبونه !!! گفتم آره مامان اون دستگاه حرکت میکنه و روی همه قالب های پنیر سر میزنه . گفتی نه پنیرا حرکت میکنن اون تند تند میزنه !!!

علاقه مندی ها !
