اولین خواب آناهل با بابایی
. بابای مهربون دیروز برای برگرداندن عکسهایی که غیب شده بودن کلی وقت گذاشت
.دخترم میدونم بابایی به عشق تو اینا رو میذاره.
فداش میشم گردنش درد گرفته بود
. آخر شب یواش اومد کنار تو خوابید. بوست کرد و به محض اینکه چشماشو بست خواب رفت


اولین خواب آناهل تو بغل بابایی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اولین خواب آناهل با بابایی
