░▒▓█آناهل فـرشتـہ خدا █▓▒░

ماهان جون تولدت مبارک

                  هورااااااااااااا ماهان جون ( عشق ماشین ) سه ساله شد . مبارک باشه . ایشاله همیشه شاد باشی و در پناه خدا .    ...
14 شهريور 1390

زیارتت قبول عزیزم

بالاخره فرصتی پیدا کردم تا عکسای سفرمون رو بذارم. توی ماشین با مادر بزرگ کمی بازی میکردی کلی بهش امر و نهی میکردی (نککککن - جلو بشین - عقب بشین - بخور - بخواب - نیگام نککن - روسریش رو خراب میکردی درست میکردی  - بوس صدادارش میکردی ) خلاصه با هم سرگرم بودید . وقتی بین راه یه جایی پیاده میشدیم انگار از هفت بند آزادت کرده باشن میدویدی میپریدی  و بعد از اینکه به همه جا سر میکشیدی کمکمون وسیله ها رو از ماشین درمی اوردی  . به حرم امام رضا(ع)که رسیدیم  بغل بابایی رفتی و از سمت  آقاها برای زیارت رفتی. بابا تو رو بلند کرده بوده ، دستت ر...
12 شهريور 1390

سرما خوردگی

مامان فدای تو بشه . امان از این ویروسها . الان چند روزه که سرفه خفیفی داری . (بدون تب) گاهی صدات میگیره و دوباره باز میشه . امروز همون موقع که صدات گرفته بود صدا زدی مامان . مامانِ بد حواسش پیش تلویزون بود . گفتی : صدامو نمیشموی  اینجوری شده ؟ بمیرم مامان . همون روز اول پیش دکتر گشتاسبی رفتیم . گفت تا آخر هفته بهش شربت سالبوتامول بدید اگه خوب نشد نیازی نیست بیاریدش ،اریترومایسین رو شروع کنید .  نمیدونم چقدر میتونم به طبابتش اطمینان کنم . امروز اریترومایسین بهت دادم . تا شنبه صبر میکنم. توکلم به خداست.       ...
12 شهريور 1390

پارک بادی

        شب یکشنبه افطار دعوت خاله زهرا  بودیم. به خاطر شما افطار رو بردیم توی پارک خوردیم  . همه بچه هایی که اومده بودن پارک بادی از تو بزرگتر بودن و فقط شما بودین که با چهار نفر بادیگارد اونجا تشریف داشتین.تو با احتیاط بالا و پایین میپریدی.    یه کم که گذشت خلوت شد و روی اون سرسره بادی بزرگی که تو بودی بچه ی دیگه ای نبود. تو دیده بودی که بچه ها از پله ها بالا میرن و از سرسره پایین میان اما ریسک نمیکردی .   تا اینکه باباجون کمکت کرد یواشکی تو رو بالای سرسره برد و تو سر خوردی اومدی پایین . چقدر لذت داشت خدایا . هیچوقت چشمات&nbs...
11 شهريور 1390

OOO

         چه حدسی میزنید؟ چیکار میکنه؟                              حدستون درست نبود. ایشون مشغول بازی با گز آردی هستند!!!        مامانی ، یه ساعتی بود که حوصله ات حسابی سر رفته بود . گفتی بغلم کن . بغلم بودی که یه دفعه یه جعبه روی سر یخچال دیدی . بقیه ماجرا ... بدون شرح   سر و جان فدای یه لحظه شادی تو ...
11 شهريور 1390

دوستت دارم

مامانییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم                دختر نازنینم . فرشته خوشکلم. میخوام هر لحظه کنار تو باشم . مخصوصاَ از وقتی که از شیر جدا شدی ، سعی کردم هییییییییییییچ لحظه ای نباشه که تو منو لازم داشته باشی و من مشغول کار دیگه ای باشم. مامانی نمیدونی چقدر دلم تنگ شده واسه لحظه های شیر خوردنت. میومدی پاهاتو جمع میکردی توی شکمم ، نگام میکردی و با اوم اوم حرف میزدی. آرامشم ، گ...
9 شهريور 1390

تولدت مبارک

                                                                  تولد  سالگی مبارک                                     ...
7 شهريور 1390