اعتراف
راستش یه مدت بود حسابی برا مسواک زدن تنبل شده بودم. فقط شبهاقبل از خواب . تا اینکه شما رو برا معاینه پیش دندانپرشک کودکان بردیم. هر چند قبلش کلی برات مقدمه چینی کردم که برا دکتر دهنتو باز کن تا ببینه و ... تو هم همشو قبول کردی و چند بار هم با هم تمرین کردیم اما دیگه خوابیدن روی تخت معاینه تو برناممون نبود . معاینه زیاد طول نکشید . اما تو یکریز گریه میکردی . بعدش هم که دکتره داشت برا من و بابا توضیح میداد که نه مشکلی نداره و فقط مسواک رو حتمأ براش بزنید ، شما دست بردار نبودی و از اینکه دکتر یه چوب بستنی گنده تو دهنت کرده بود و چرخونده بود، شاکی بودی و با صدای بلند گریه میکردی . جالب اینجاست که از ...







